پرونده های مجهول

پدیده مرموز مرد شاپرکی

ماجرای موجود فراانسانی ترسناکی که چند سالی موجب وحشت مردم ویرجینیای غربی بوده است

نویسنده : فاطمه قاسمی | روزنامه نگار

 داستان موجوداتی با ویژگی‌های فراانسانی همیشه موردتوجه علاقه‌مندان به مسائل پارانرمال یا فراطبیعی بوده است که معمولا هم این پدیده‌ها را آن‌قدر جدی جلوه می‌دهند که قبول گمانه‌های علمی را درباره‌شان سخت می‌کند. ازجمله این پدیده‌ها، «ماث‌من» یا مرد شاپرکی است که در دهه 60 در آمریکا بسیار مطرح بوده است و شاهدان، آن را موجودی با دو تا سه متر قد، سری کوچک، دو بال در پشت، ایستاده روی دو پا همچون انسان و دو چشم بزرگ قرمز توصیف کرده‌اند. این موجود در سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ در منطقه‌ای در ایالت ویرجینیای غربی بارها دیده و رسانه‌ای شده است. در پرونده‌های مجهول امروز به چند روایت شاهدان و گمانه‌زنی‌ها درباره این موجود می‌پردازیم.

 

   روایت‌های غیررسمی شاهدان از مرد شاپرکی  

اولین مورد مشاهده شده مرد شاپرکی در سال ۱۹۶۶ گزارش شده است. زنی به همراه پدر و دو فرزندش حین رانندگی در حوالی منطقه شکاری نزدیک رودخانه اوهایو، شبح موجودی بزرگ با دوبال و معلق در هوا را می‌بینند که از عرض جاده با سرعت می‌گذرد. آن‌ها با تصور این که آن چه دیده‌اند احتمالا کرکس بزرگی بوده است، ابتدا مشاهداتشان را به جایی گزارش نمی‌‌دهند. در گزارشی دیگر در نوامبر همان سال، «راجر اسکاربری» و همسرش در ساعت 23:30 حین رانندگی به سمت شهر کوچک «پوینت پلزنت» در ویرجینیای غربی، درست در نزدیکی کارخانه باروت‌سازی این موجود عجیب را می‌بینند. به ادعای راجر، موجود عجیب بدون بال زدن به موازات آن‌ها پرواز می‌کرده است و با نزدیک شدن به شهر در سیاهی شب ناپدید می‌شود. این زوج در اولین اقدام مشاهداتشان را به پلیس گزارش می‌دهند. تیم تحقیقات برای سرکشی راهی محل واقعه می‌شوند اما در محل مدنظر، ارتباط رادیویی خودروی شان  با مرکز قطع می‎شود و تنها صدای نامفهومی از بیسیم به گوش می‌رسد. از همین زمان خبر مشاهده موجود انسان‌نما با نام «ماث‌من» در روزنامه‌ها و کانال‌های تلویزیونی منتشر می‌شود.

    واقعیت چه می‌تواند باشد؟

با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال ۱۹۶۶ در کنار ماجرای جنجال برانگیز مرد شاپرکی، گزارش‌هایی مبنی بر رویت یوفو، گم‌شدن اسرارآمیز گله‌ای حیوانات و کشف اجساد آن‌ها هم به شایعه‌های مرتبط با این موجود دامن می‌زد. اما این داستان با فروریختن پل فلزی شهر پوینت پلزنت تا مدتی به فراموشی سپرده شد. ماجرا از این قرار است که روز پانزدهم ژانویه ۱۹۶۷، این پل با بیش از ۴۰ خودرو که روی آن بوده‎اند به قعر رودخانه رفت. مردم، مرد شاپرکی را علت فاجعه می‌دانستند چون پیش از حادثه گزارش‌های غیررسمی درباره دیده‌شدن این موجود روی پل ارائه شده‌بود. برخی معتقدند مرد شاپرکی یک موجود فرازمینی است که از دنیای دیگری آمده؛ از جمله «جان کیل» نویسنده کتاب «پیشگویی‌های مرد شاپرکی» که معتقد است این پدیده با دیگر پدیده‌های پارانرمال مثل مشاهده یوفوها، صداهای عجیب وغریب، کشف لاشه‌ حیوانات و اختلالات رادیویی در منطقه پوینت پلزنت درارتباط است. در این میان افرادی هم معتقدند که  مواد شیمیایی کارخانه باروت‌سازی سابق در این منطقه باعث ایجاد جهش‌های ژنتیکی در جغدها شده است و در واقع این جغدها بوده‌اند که موجب وحشت مردم ‌شده‌اند. به‌گفته اهالی محل، زمین‌های اطراف کارخانه متروکه باروت‌سازی در سال‌های خیلی قبل، منطقه‌ای حفاظت‎شده برای پرندگان بوده‎است که بعدها در دوران جنگ جهانی دوم، کارخانه باروت‌سازی در آن ساخته می‌شود. بعد از جنگ، کارخانه به یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی فروخته می‌شود.  فرضیه قابل قبول‌تر مربوط به محققی به‎نام «مارک هال» است. او در کتابش با نام «افسانه پرنده عظیم‌الجثه»  که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد، ادعا می‌کند که بومی‌های آمریکای شمالی معتقد به وجود جغدهای بزرگی در کوه‌های «اُزارک» هستند. مشخصاتی که بومیان از این پرنده می‌دهند تا حد زیادی شبیه ماث‌من است. تحقیقات درباره ماهیت این موجود تاکنون به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است و امروزه هنوز هستند افرادی که برای پیدا کردن سرنخی از مرد شاپرکی  راهی جنگل‌های منطقه می‌شوند.

 

منابع: ufolove،  thevintagenews