روح تیمی حاکم بر مدعیان جام ملت‌‌‌ها

هر تیم برایند عملکرد تک تک اعضا نیست؛ بلکه یک هویت جمعی دارد که به مرور و قبل از حضور نفرات فعلی شکل گرفته وحتی گاهی به شدت متاثر از خصلت‌‌‌های اجتماعی مردم آن کشور است

صابر- تیم ملی فوتبال کشورمان امروز اولین دیدارش را در جام ملت‌‌‌های آسیا 2023 که قرار بود در چین برگزار شود اما به‌‌‌خاطر شیوع کرونا و انصراف آن‌‌‌ها از میزبانی به سال 2024 و میزبانی قطری‌‌‌ها موکول شد برابر فلسطین برگزار می‌‌‌کند. فوتبال در کشور ما مثل خیلی دیگر از نقاط دنیا پرطرفدارترین ورزش است. حتی اگر طی سال‌‌‌ها هیچ دستاوردی نداشته باشد. بازیکنان فوتبال هم برخلاف خیلی از رشته‌‌‌های دیگر، در بیشتر کشورهای دنیا از طبقات متوسط و پایین جامعه هستند، حتی گاهی از شهرهای دورافتاده که هیچ کس فکرش را نمی‌‌‌کرد روزی ورزشکاری حرفه‌‌‌ای از دل آن‌‌‌ها ظهور کند. اما به‌‌‌طور معمول چون فوتبال امکانات کمی می‌‌‌خواهد و از طرفی بسیاری از کودکان که در طبقات محروم هستند دوست دارند دیده شوند به‌‌‌واسطه فوتبال که فراگیر است راحت‌‌‌تر کشف می‌‌‌شوند و از طرفی به‌‌‌خاطر تلاش و انگیزه زیادشان برای شهرت و ثروت در این ورزش استمرار بیشتری هم نسبت به دیگر اقشار جامعه دارند. حالا شاید بفهمید چرا هر فوتبالیستی که خاطرات کودکی‌‌‌اش را می‌‌‌گوید از پله و مارادونا تا مسی و کریس رونالدو و حتی فوتبالیست‌‌‌های وطنی مثل بیرانوند و... از زمین‌‌‌های خاکی و روزگار دشوار شروع کرده‌‌‌است. چون می‌‌‌دانستند شاید مسیری برای موفقیت جز فوتبال ندارند. هرچند فوتبال تنها مسیر موفقیت نیست. به همان نسبت که فوتبالیست‌‌‌ها که از این اقشار باشند، حال وهوای تیم‌‌‌ها هم نسبت بیشتری با دنیای مردم کف جوامع دارد. در این مطلب به بهانه اولین بازی تیم ملی فوتبال کشورمان، سراغ روح تیمی حاکم بر تیم‌‌‌های مدعی این جام رفتیم و از خصلت‌‌‌های‌‌‌شان گفتیم.

روح تیمی چیست؟

در فوتبال مثل خیلی از کارهای گروهی دیگر، روح تیمی چیزی فراتر از برایند ویژگی‌‌‌های اخلاقی و فنی تک تک اعضاست. روح تیمی چیزی است که متاثر از خیلی چیزها، طی سال‌‌‌ها شکل گرفته، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. یک مربی شاید بتواند تاکتیک و نوع بازی تیم را عوض کند. شاید بتواند تفکر تهاجمی و تدافعی را در یک تیم تغییر دهد. اما روح تیمی به راحتی قابل تغییر نیست. به‌‌‌طور مثال در فوتبال آلمان منظم بازی کردن تا دقیقه 90 یک فرهنگ است که طی سال‌‌‌ها تثبیت شده، بازیکنان، مربیان و گاهی تماشاگران، مفسران ورزشی و حتی مردم کوچه و خیابان در شکل‌‌‌گیری این روح تیمی دخیل بودند. وقتی تماشاگر تا دقیقه 90 تیم خودی را تشویق کند، علیه بازیکنی که پنالتی خراب کرده شعار ندهد و حوصله به‌‌‌خرج دهد بازیکن هم بدون استرس می‌‌‌تواند تا لحظه آخر چیزی که مربی از او خواسته را پیاده کند. در فوتبال برزیل بازی چشم‌‌‌نواز و تهاجمی نه به‌‌‌عنوان یک تاکتیک بلکه به‌‌‌عنوان چیزی از شور فوتبال مثل یک شعر، ترانه، موسیقی و شور زندگی مردم خونگرم آمریکای جنوبی یک فرهنگ و اصل محسوب می‌‌‌شود. برای همین هیچ‌‌‌وقت برزیل نمی‌‌‌تواند دفاعی بازی کند. نمونه‌‌‌اش این‌‌‌که برزیل کمتر مدافع مرکزی مهم و معروفی داشته، حتی مدافعین کناری‌‌‌اش اهل نفوذ هستند و مهاجمان و هافبک‌‌‌هایش معروف‌‌‌ترند. با این اوصاف می‌‌‌رویم سراغ تیم‌‌‌هایی که مدعیان قهرمانی در این دوره از جام ملت‌‌‌ها هستند.

ایران خوش‌‌‌تکنیک‌‌‌هایی که تاکتیک ندارند

به‌‌‌طور معمول ما ایرانی‌‌‌ها در کار گروهی ضعیف هستیم، در ورزش‌‌‌های انفرادی مدال‌‌‌آوریم اما در ورزش‌‌‌های تیمی گاهی درگیر حاشیه می‌‌‌شویم. در فوتبال هم بازیکنان ما احساسی بازی می‌‌‌کنند. اگر بازی‌‌‌شان بگیرد عالی می‌‌‌شود و اگر روزشان نباشد افت محسوسی می‌‌‌کنند. گاهی همه‌‌‌چیز در دقایق اول مشخص می‌‌‌شود و تعیین کننده است. تیم ما زیاد اهل کامبک‌‌‌های بزرگ نیست و برای همین داستان 8 آذر و ملبورن ماندگار شد. فوتبالیست‌‌‌های ایرانی گاهی وقت ها در رده‌‌‌های باشگاهی و ملی، نظم تیمی خوبی ندارند، تکنیک‌‌‌شان بالاست اما در خدمت تیم بازی نمی‌‌‌کنند. فلسفه فوتبال باشگاهی ما دفاعی و روح تیمی ما در رده ملی تهاجمی است. اما سال‌‌‌ها حضور کارلوس کی‌‌‌روش باعث شد فوتبال چشم‌‌‌نوازی نبینیم و نتیجه‌‌‌گرا شویم. البته ذائقه هوادار و فوتبالیست‌‌‌ها تغییر نکرده. بازیکنان ما اهل بازی نمایشی هستند. آگاهی محیطی‌‌‌شان نسبتاً پایین است و ضریب اشتباه‌‌‌شان کمی بالاتر از حد انتظار است. در چنین فوتبالی که تاکتیک اولویت جدی نیست تک‌‌‌ستاره‌‌‌ها می‌‌‌توانند کار را برای یک تیم دربیاورند. گاهی کمی زود عصبی می‌‌‌شوند برای همین تیم‌‌‌های حریف می‌‌‌توانند روی تیم‌‌‌های ما کار روانی انجام دهند. نمایش بازیکنان ما چشم‌‌‌نواز است اما در حد شایستگی نتایج خوبی نمی‌‌‌گیرند. با تعصب ویژه‌‌‌ای بازی می‌‌‌کنند و هر لحظه ممکن است با جرقه‌‌‌ای دور از انتظار خودشان، حریف و تماشاگران را غافلگیر کنند.

ژاپن فوتبال به روش سامورایی‌‌‌ها

بازیکنان ژاپنی از کودکی برای لحظه‌‌‌های حساس آماده شدند و آموزش دیدند؛ برای همین تجربه‌‌‌شان فقط ناشی از کیفیت فنی و فوتبالی نیست. امکانات بالا از این بازیکنان که حالا مدعیان اول قهرمانی هستند مردانی با کیفیت ساخته که اهمیت زیادی به هماهنگی می‌‌‌دهند. فوق‌‌‌ستاره دارند اما نه به‌‌‌عنوان بازیکنی که برای مربی شاخ بشود یا باند خودش را داشته باشد. در این کشور مردم اهمیت زیادی به استاد، مربی و بزرگ‌تر می‌‌‌دهند. با این‌‌‌حال بعد از هر مسابقه ای یک خانه تکانی اساسی انجام می‌‌‌دهند تا همیشه با نسل جوانی در میدان‌‌‌های متوسط و با نسل جوان با تجربه در میدان‌‌‌های بزرگ مثل جام‌‌‌جهانی حاضر شوند. پشتکار خاصی دارند و روی ارزش‌‌‌های ملی‌‌‌شان تاکید دارند برای همین شکل و شمایل بازیکنان این تیم برخلاف کره‌‌‌ای‌‌‌ها و خیلی دیگر از تیم‌‌‌ها خاص خودشان است. ژاپن از آن تیم‌‌‌هایی است که روح تیمی حاکم بر مجموعه اتفاقی و در یک روند طولانی شکل نگرفته. آن‌‌‌ها تفکر برنده را انتخاب کردند و برای رویاهای بزرگ مثل فتح جام‌‌‌جهانی آماده می‌‌‌شوند. گاهی وقت ها فوتبالشان ماشینی می شود و تک ستاره تکنیکی کمی دارند.

کره جنوبی بی‌‌‌حاشیه و سرعتی

در کره‌‌‌جنوبی عمل‌‌‌های جراحی زیبایی برخلاف تمام دنیا برای آقایان رایج‌‌‌تر است. اما کره‌‌‌ای‌‌‌ها مدل خودشان سراغ مد می‌‌‌روند و این خاص‌‌‌شان می‌‌‌کند. فوتبالیست‌‌‌های‌‌‌شان در حد خواننده‌‌‌ها و سوپراستارهای سینمایی سلبریتی نیستند یا اگر هستند فقط در حد کشور خودشان شناخته می‌‌‌شوند. اما صنعت سرگرمی کره فراتر از مرزها رفته. اهمیتی که بازیکنان کره‌‌‌ای به ظاهرشان می‌‌‌دهد از جنس اهمیتی که یک بازیکن برزیلی یا انگلیسی می‌‌‌دهد نیست. بازیکنان کره‌‌‌ای بیشتر سعی می‌‌‌کنند شبیه یک هنرپیشه یا خواننده باشند. خبری از مدل‌‌‌های موی عجیب و تتو در بین بازیکنان این تیم نیست و از قضا به شکل عجیبی و غیرمنتظره‌‌‌ای توجه به ظاهر مانع از کیفیت بالای آن‌‌‌ها نشده است.

استرالیا میهمان ناخوانده

استرالیا کشور مهاجرپذیری است. مردمش سال‌‌‌ها در قاره اقیانوسیه از هر نظر خاص بودند. فوتبال‌‌‌شان با اختلاف از بقیه تیم‌‌‌های قاره بهتر بود و رقیب نداشت. همه این‌‌‌ها باعث شده فوتبالیست‌‌‌های استرالیایی حس و حال لژیونرهایی را بگیرند که برای مدتی در لیگ داخلی شرکت کردند. حتی سال‌‌‌ها قبل و در بازی معروف تیم ملی کشورمان با استرالیا این رفتارها نمود داشت. وقتی‌‌‌که استرالیا به‌‌‌مراتب از ما بهتر بود. اما ترجیح داد برخلاف بازی پرشور و احساسی تیم ما، رفتاری تحقیرآمیز با حریف داشته باشد؛ بازی را جدی نگیرد و تمام شده فرض کند. نگاه‌‌‌های مارک بوسنیچ به مهدوی‌‌‌کیا بعد از مهار تک به تک گویای این بود که می‌‌‌گوید نمی‌‌‌توانید به من گل بزنید، اما بعد از گل خداداد روی زمین ولو شد و توان بلندشدن نداشت. شاید هم چنین رفتارهایی ناشی از بی‌‌‌توجهی به رقیب نباشد چون مردم استرالیا ذاتاً خونسرد هستند.

راستی شاید می‌‌‌شد به این فهرست عربستانی را اضافه کرد که لیگی معروف دارد، لیگی که بازیکن‌‌‌ساز نیست اما لااقل برای بازیکنان ملی‌‌‌اش پر از تجربه محسوب می‌‌‌شود. از دل لیگ آن‌‌‌ها پدیده‌‌‌ای خارج نمی‌‌‌شود چون ستاره‌‌‌های گران و پابه سن گذاشته جای همه را گرفته‌‌‌اند. با این اوصاف هرچه‌‌‌قدر تیم‌‌‌های باشگاهی‌‌‌شان خاص هستند، تیم ملی‌‌‌شان معمولی به‌‌‌نظر می‌‌‌رسد. به‌‌‌خصوص این‌‌‌که برخلاف ژاپن، کره و ایران لژیون در لیگ‌‌‌های معتبر هم ندارند. قطر هم میزبان است و برخلاف سال‌‌‌های قبل امسال بازیکنان دوتابعیتی ندارد. اما تیمی پیچیده است که نمی‌‌‌توان حال وهوایش را به‌‌‌سادگی توصیف کرد.